close
چت روم
دینی و مذهبی
براستی حضرت علی که بود

علی کسی بود که :
طلحه و زبیر، به بهانه حج، مدینه را ترک کردند تا در مکه به عایشه بپیوندند و جنگ راه بیندازند. به آن دو گفت “میدانم حج نمی روید!
 اما با این وجود نه جلو رفتنشان را گرفت، نه به جرم فتنه گری در خانه حبسشان کرد، و نه اصلا بر سابقه جهادشان خط کشید.

علی کسی بود که :
شب جنگ جمل، زبیر را صدا زد و با ذکر خاطره برادری سابقشان و سابقه جهادشان با هم در محضر پیغمبر، دل او را لرزاند
و از جنگ منصرفش کرد ،سلاحش “کلمه” بود.

علی کسی بود که :
سعد ابن وقاص، مشروعیت دولتش را نپذیرفت و بیعت نکرد، نه خانه خرابش کرد، نه در خانه حبسش کرد و نه حتی علیهش سخن گفت.

علی کسی بود که:
میگفت نباید چیزی را از شما پنهان کنم جز در جنگ.

علی کسی بود که:
مردم که میگفت فقط مسلمانها را نمی گفت.
خودش به صراحت گفت که “مردم یا با ما همدین اند یا همنوع” یعنی حرمت و حقوق همه باید محفوظ باشد.



ادامه مطلب


درباره : دینی و مذهبی ,
برچسب ها : براستی حضرت علی که بود , حضرت علی ,
بازدید : 90
[ شنبه 23 / 10 / 1391 ] [ 11:27 ] [ نویسنده : سجاد رحیمی ] | نظرات ()

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

امیدواریم در این ضیافت الهی توفیق غبار روبی دلها را از دست ندهیم
و این شایستگی را داشته باشیم تا نزدیکی به خداوند را درک کنیم.

 

التماس دعا



لینک ثابت

درباره : دینی و مذهبی ,
برچسب ها : رمضان ,
بازدید : 116
[ شنبه 31 / 04 / 1391 ] [ 12:12 ] [ نویسنده : سجاد رحیمی ] | نظرات ()

مرگ و قیامت از دیدگاه نهج البلاغه

مرگ و قیامت از دیدگاه نهج البلاغه

اشکال ما انسان ها این است که تنها به شنیدن نام قیامت اکتفاء نموده ایم، و لذا بدون آنکه از آن روز هولناک، ترس و واهمه ای به دل راه دهیم، به سادگی از آن می گذریم، در حالی که قیامت روزی است خطیر و سرنوشت ساز، که طبق فرمایش امیر متقیان علی (علیه السلام) مشکلات عظیمی به همراه دارد، مشکلاتی که نه چشمی آن را دیده و نه گوشی به حقیقت آن پی برده است، حوادث روز قیامت به اندازه ای هولناک و ترسناک است که با دیدنش، یاد و خاطره اش، برای همیشه بر صفحه ی دل ها حک خواهد شد، و لذا تا پرده ی حجاب دنیا از دیده ی حق بین ما کنار زده نشود، به حقیقت آن روز وانفسا دست نخواهیم یافت.


«فاحذروا عباد الله الموت و قربه، و أعدّوا له عدّته، فإنّه یأتی بامرٍ عظیم، و خطبٍ جلیل، بخیرٍ لا یکون معه شرٌّ أبداً، أو شرٍّ لا یکون معه خیرٌ أبداً، فمن أقرب إلی الجنة من عاملها؟! و من أقرب إلی النار من عاملها؟!»1

ترجمه: ای بندگان خدا! از مرگ و نزدیک بودنش بترسید، و آمادگی های لازم را برای مرگ فراهم کنید، که مرگ جریانی بزرگ و مشکلی سنگین به همراه خواهد آورد: یا خیری که پس از آن شرّی وجود نخواهد داشت، و یا شرّی که هرگز نیکی با آن نخواهد بود!

پس چه کسی از عمل کننده برای بهشت، به بهشت نزدیک تر؟ و چه کسی از عمل کننده برای آتش، به آتش نزدیکتر است؟



ادامه مطلب


درباره : دینی و مذهبی ,
برچسب ها : مرگ و قیامت از دیدگاه نهج البلاغه , قیامت از دیدگاه نهج البلاغه , مرگ از دیدگاه نهج البلاغه , نهج البلاغه ,
بازدید : 186
[ سه شنبه 29 / 01 / 1391 ] [ 10:19 ] [ نویسنده : سجاد رحیمی ] | نظرات ()

مرگ در نظر على عليه السلام

پس از اين چند مقدمه چگونگى مساوى بودن زندگى و مرگ را در نظر عاقبت‏بين على عليه السلام ميتوان دريافت.

بلكه اگر اندك تاملى در مفهوم زندگى على عليه السلام بنمائيم،شايد لذت خوش آمد گفتن على عليه السلام را بمرگ كه در هنگام زدن حلقه بدرجانش فرمود دريابيم.

اكنون جملات حيرت آور يگانه قهرمان زندگى و مرگ را مطالعه كنيد:

1-سوگند به يزدان پاك هيچگونه پروائى ندارم،من بطرف مرگ حركت كنم يا مرگ بمن وارد شود.

2-سوگند به معبود يگانه مرگ چيز تازه‏اى كه ناگوار باشد بمن نشان نداده است.

3-قسم بخداوند بزرگ فرزند ابيطالب بمرگ مانوس‏تر است از كودك شير خوار به پستان مادر.

4-هنگام اصابت زخم جان كاه كه رشته زندگى‏اش را از هم ميگسيخت فرمود:بخداى كعبه خلاص شدم،ميگويد:پروائى ندارم من بطرف مرگ حركت كنم يا مرگ بمن وارد شود.آرى براى آن تابلوئى كه بى اختيار زير دست نقاش زبر دست قرار گرفته است فرقى ندارد كه قلم را بسوى آن ببرد يا آن را بسوى قلم،آن نمونه تمام عيار پيشوايان توحيد كه خود را مانند تابلوى بى اختيار زير دست نقاش زندگى و مرگ تسليم نموده بود.هيچ گونه فرقى نداشت كه قلم مرگ بسوى او حركت كند يا او بسوى قلم مرگ.آرى على عليه السلام از غوغاى مرگ و غائله پس از مرگ نگرانى ندارد.

ميگويد:مرگ بمن چيز تازه‏اى نشان نداده است.



ادامه مطلب


درباره : دینی و مذهبی ,
برچسب ها : مرگ در نظر على عليه السلام , نهج البلاغه ,
بازدید : 122
[ سه شنبه 29 / 01 / 1391 ] [ 10:17 ] [ نویسنده : سجاد رحیمی ] | نظرات ()

نشانه‏هاى قيامت

خدا را! خدا را! بندگان خدا بترسيد كه دنيا شما را به راهى مى‏راند كه به قيامت رساند شما و يامت‏بسته يك ريسمانيد. و از هم جدا نمى‏مانيد گويى قيامت‏با نشانه‏هايش پديدار است، و علامتهاى آن آشكار، و شما را به صراط خود نگاهداشته - و خواستار -، با زلزله‏هايش سررسيده و سنگينى آن - بر شما - بار. و دنيا رشته پيوند با مردم خود گسلانده، و آنان را از دامن خودبرون رانده. گويى روزى بود و به آخر كشيد، يا ماهى و به سر رسيد. تازه آن كهنه و فربه آن نزار، در موقعى سخت تنگ و كارهايى بزرگ و درهم - و برونشو دشوار ; و آتشى كه سوزش آن سخت و توان فرسا - ست و بانگ آن بلند و رسا - ست. شعله آن رخشان است، آوازش خروشان است، زبانه آن درخشان است، خاموشى آن نامنتظر است، و فروزينه آن آن شعله‏ور، بيم آن ترساننده، و قرارگاه آن به جايى راه نبردنده، پيرامونش تار و ديگهايش گرم و بى بار، كارهايش سخت و دشوار «و آنان كه پرهيز كردند و از پروردگار خود ترسيدند گروه گروه به بهشت رانده مى‏شوند.» نه ترس عذاب دارند و نه بيم عقاب، از آتش دور، در خانه امن آسوده و آرام، و از جاى باش و آسودن در آن خشنود و به كام. آنان كه در دنيا كارهاشان پاك بود و ديدهاشان گريان و نمناك، شب آنان دردنيا روز بود با فروتنى كردن و آمرزش طلبيدن، و روزشان شب با تنهايى گزيدن و از مردم بريدن. پس خدا بهشت را بازگشتگاه آنان ساخت و پاداش ايشان را نيكو پرداخت; و آنان در خور آن ثواب بودند و بدان سزاوار، با ملكى هميشگى و نعمتى پايدار.

نهج البلاغه

دكتر سيد جعفر شهيدى



ادامه مطلب


درباره : دینی و مذهبی ,
برچسب ها : نشانه‏هاى قيامت , نهج البلاغه ,
بازدید : 115
[ سه شنبه 29 / 01 / 1391 ] [ 10:13 ] [ نویسنده : سجاد رحیمی ] | نظرات ()

ياد مرگ و پرهيز از غفلت

اى مردم، شما را سفارش مى‏كنم به ترس از خدا و فراوان ستودن او به پاس عطاها كه به شما بخشيده و نعمتها كه ارزانى‏تان فرموده، و آنچه از وى به شما رسيده. چه نعمتها، كه شما را بدان مخصوص فرمود; و رحمت پى در پى، كه افزود. زشتى‏تان بر او آشكار بود و بر شما پوشيد، در دسترس گرفتنش بوديد، و شما را مهلت‏بخشيد. و شما را سفارش مى‏كنم به يادآوردن مردن، و از مردن اندك غافل بودن; و چگونه از چيزى غافل شويد كه شما را فراموش نكند، و در چيزى طمع بنديد كه مهلتتان ندهد. اندرزگوى شما بس مرده‏هايى را كه ديديد. بر دوشها به گورهاشان بردند، نه خود سوار بودند; در گورهاشان فرود آوردند، نه خود فرود آمدند. گويى آنان آباد كننده دنيا نبودند، و گويى هميشه آخرت خانه‏هاشان بود، و پيوسته در آن غنودند. آنچه را وطن خود گرفته بودند، از آن رميدند; و در آنجا كه از آن مى‏رميدند، آرميدند.



ادامه مطلب


درباره : دینی و مذهبی ,
برچسب ها : ياد مرگ و پرهيز از غفلت , نهج البلاغه ,
بازدید : 125
[ سه شنبه 29 / 01 / 1391 ] [ 10:12 ] [ نویسنده : سجاد رحیمی ] | نظرات ()
مرگ و زندگی در نگاه علوی

 

مرگ فرهنگی و مرگ فیزیکی

«مرگ» انتقال روح از بدن دنیوی به بدن اخروی و به عبارت دیگر، انتقال از نشئه دنیا به نشئه برزخ است. گاهی مرگ به معنای نداشتن قوه عاقله، انحراف، ضلالت و عدم هدایت الهی استعمال می شود؛ همان طور که در قرآن کریم، «موت» به معنای ضلالت، کفر و گمراهی و لفظ «حیات» به معنای هدایت و ایمان آمده است: «او من کان میّتاً فاحییناه و جعلنا له نوراً یمشی به فی الناس کمن مثله فی الظلمات لیس بخارج منها»1؛ آیا کسی که مرده بود و ما او را زنده کردیم و به او روشنی دانش و هدایت دادیم تا به وسیله آن روشنی، میان مردم سرافراز رود، مَثَل او مانند کسی است که در تاریکی ها فرو شده و از آن به در نتواند شد.

مرگ به معنای اول، مرگ جسم است و مرگ به معنای دوم، مرگ دل. اولی «تن مردگی» است و دومی «دل مردگی». اولی در آخر زندگی محقّق می شود و دومی در متن زندگی. اولی شامل مؤمن و کافر می شود و دومی مختص به کافر است. اولی شامل رهیافته و گمراه می شود و دومی مختص به گمراه است. فرد مرده در مرگ جسم، ساکن و بی حرکت است و در مرگ دل، جاندار و متحرّک.

مرگ قلب ها

از دیدگاه معصومین علیهم السلام مرده واقعی شخص دل مرده است؛ شخصی که از هدایت الهی بی بهره است و گرفتار ظلمت، کفر، ضلالت و فسق شده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: «لیس من مات فاستراح لمیت انّما المیت میت الاحیاء»2؛ مرده واقعی کسی نیست که از دار دنیا رحلت کرده و در دیار آخرت سکونت گزیده، بلکه مرده کسی است که در بین زندگان است، می خورد، می آشامد، راه می رود و حرکت می کند ولی از هدایت الهی بی بهره است و گرفتار فسق و کفر شده است. اینان مرده هایی متحرّکند، زنده های دل مرده اند، مرده های نه در قبرستان، بلکه در متن اجتماع هستند.

مردگان متحرّک کیانند؟



ادامه مطلب


درباره : دینی و مذهبی ,
برچسب ها : مرگ و زندگی در نگاه علوی , نهج البلاغه , امام علی ,
بازدید : 176
[ سه شنبه 29 / 01 / 1391 ] [ 10:9 ] [ نویسنده : سجاد رحیمی ] | نظرات ()

تحليلى بر خطبه 80 نهج البلاغه

 

مسأله زن به مثابه موجودى انسانى که همه خصوصيات انسان بودن در وجود او جمع است، در طول تاريخ بشرى همواره از جمله مهمترين مسائل بوده است در بزرگداشت الهى از انسان، زن و مرد فرقى ندارند و جز در عرصه سپردن مسئوليتها آنجا که ويژگيهاى ذاتى هر کدام، تفاوتى را در مواضح اقتضا مى کرده است، تفاوتى ميان آن دو نيست،(1) آن هنگام که زنان مسلمان بدنبال تصويرى اين‏گونه از شخصيت خويش، در نهج‏البلاغه، مى گردند با عباراتى چون ناقص‏الايمان، ناقص العقل، ناقص الارث، عقرب، شر و... مواجه مى گردند و اين سؤال براى آنان مطرح مى شود آيا آنان واقعا در مقام عبوديت، عروج و تکامل، دريافتهاى ذهنى و انتزاعات عقلى و... از مردان ناقص‏ترند.

مع‏الاسف تشتت و تناقص موجود در آراء شارحان نهج‏البلاغه، مانع از درک صحيح سخنان امام عليه‏السلام مى باشد.

اين شارحان گاه با لسان فلسفه و گاه با لسان تاريخ يا روانشناسى درصددتوجيه عبارات نهج‏البلاغه برآمده‏اند و با هر کلام، زن مسلمان را در اين ميانه متحيرتر ساخته‏اند، واقع آن است که درک مردان از روحيه زنان، درکى تجربى و حصولى است. هنوز مسأله روح زن و ماهيت واقعى وى در پرده‏اى از ابهام و نهايتا در پس تأويلات قرآن، مجهول مانده و عبارات نهج‏البلاغه در انتظار شارحى راستين است تا باطن آنها را اظهار نمايد.

( 112 )

حکم قاطع به «موضوع» و مجعول بودن، احاديثى که گوياى برخى مسائل (ظاهرا) منفى پيرامون زن در نهج‏البلاغه مى باشد چه بسا به لحاظ علمى چندان اقدام درستى به شمار نرود. براى روشن شدن صحت و سقم اين اخبار، نخست بايد به احوال رجال اسناد نگريست و با نگاهى علمى ـ تحليلى دلالت آنها را بر اين و آن انديشه مورد تأمل قرار داد (چه امکان وجود فهم‏ها و تلقى هاى مختلف در اين زمينه، چندان دور از واقع نيست) آنگاه با عرضه آنها به قرآن، به مناقشه مضمونى دست زد و در نهايت روشن کرد که آيا آن قبيل روايات مى تواند مربوط به شرايط زمانى و مکانى خاص باشد بى آنکه راويان آن احاديث، قراين دال بر تعلق زمانى و مکانى را (به هر دليل) يادآورد نشده باشند يا خير؟(2)

ما، در اين نوشتار برآنيم که سرانجام به تصوير راستين کلمات نهج‏البلاغه دست يازيم و بذر اطمينان را در قلب زن مسلمان متحير بيفشانيم، اعتلاى فکرى ـ روحى زن مسلمان و هويت انسانى ـ اسلامى او را به مقصد و مقصود رسانيم و نه به شکلى سطحى و گذرا، بلکه به شکلى اصولى، با مسائل نظرى و ديدگاههاى راجع به زن، برخورد نموده و قدمى کوچک در سير احياء فرهنگ راستين اسلام برداريم.



ادامه مطلب


درباره : دینی و مذهبی ,
بازدید : 197
[ دو شنبه 28 / 01 / 1391 ] [ 10:19 ] [ نویسنده : سجاد رحیمی ] | نظرات ()

خطبه‏اى از آن حضرت ( ع )

در این خطبه ، سخن از آغاز آفرینش آسمان و زمین و آفرینش آدم ( ع ) است .

حمد باد خداوندى را که سخنوران در ثنایش فرو مانند و شمارندگان از شمارش نعمتهایش عاجز آیند و کوشندگان هر چه کوشند ، حق نعمتش را آنسان که شایسته اوست ، ادا کردن نتوانند . خداوندى ، که اندیشه‏هاى دور پرواز او را درک نکنند و زیرکان تیزهوش ، به عمق جلال و جبروت او نرسند . خداوندى که فراخناى صفاتش را نه حدّى است و نه نهایتى و وصف جلال و جمال او را سخنى درخور نتوان یافت ، که در زمان نگنجد و مدت نپذیرد . آفریدگان را به قدرت خویش بیافرید و بادهاى باران زاى را بپراکند تا بشارت باران رحمت او دهند و به صخره‏هاى کوهساران ، زمینش را از لرزش بازداشت .

اساس دین ، شناخت خداوند است و کمال شناخت او ، تصدیق به وجود اوست و کمال تصدیق به وجود او ، یکتا و یگانه دانستن اوست و کمال اعتقاد به یکتایى و یگانگى او ، پرستش اوست . دور از هر شایبه و آمیزه‏اى و ، پرستش او زمانى از هر شایبه و آمیزه‏اى پاک باشد که از ذات او ، نفى هر صفت شود زیرا هر صفتى گواه بر این است که غیر از موصوف خود است و هر موصوفى ، گواه بر این است که غیر از صفت خود است .

هرکس خداوند سبحان را به صفتى زاید بر ذات وصف کند ، او را به چیزى مقرون ساخته و هر که او را به چیزى مقرون دارد ، دو چیزش پنداشته و هر که دو چیزش پندارد ، چنان است که به اجزایش تقسیم کرده و هر که به اجزایش تقسیم کند ،

او را ندانسته و نشناخته است . و آنکه به سوى او اشارت کند محدودش پنداشته و هر که محدودش پندارد ، او را بر شمرده است و هر که گوید که خدا در چیست ، خدا را درون چیزى قرار داده و هر که گوید که خدا بر روى چیزى جاى دارد ، دیگر جایها را از وجود او تهى کرده است .

خداوند همواره بوده است و از عیب حدوث ، منزه است . موجود است ، نه آنسان که از عدم به وجود آمده باشد ، با هر چیزى هست ، ولى نه به گونه‏اى که همنشین و نزدیک او باشد ، غیر از هر چیزى است ، ولى نه بدان سان که از او دور باشد . کننده کارهاست ولى نه با حرکات و ابزارها . به آفریدگان خود بینا بود ، حتى آن زمان ، که هنوز جامه هستى بر تن نداشتند . تنها و یکتاست زیرا هرگز او را یار و همدمى نبوده که فقدانش موجب تشویش گردد . موجودات را چنانکه باید بیافرید و آفرینش را چنانکه باید آغاز نهاد . بى‏آنکه نیازش به اندیشه‏اى باشد یا به تجربه‏اى که از آن سود برده باشد یا به حرکتى که در او پدید آمده باشد و نه دل مشغولى که موجب تشویش شود . آفرینش هر چیزى را در زمان معینش به انجام رسانید و میان طبایع گوناگون ،



ادامه مطلب


درباره : دینی و مذهبی ,
بازدید : 111
[ دو شنبه 28 / 01 / 1391 ] [ 10:17 ] [ نویسنده : سجاد رحیمی ] | نظرات ()

چرا دعا می کنیم و برآورده نمی شود؟

www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌

از اعمال ماه مبارک رمضان دعا است و ادعیه ای نیز برای این ماه مبارک سفارش شده است. چه بهتر که دعاهای مؤمنین در این ماه مبارک با شرط مذکور به جا آورده شود، تا انشا الله مستجاب شود.

استجابت دعا دارای شرایط و نیز موانعی است.

● مفهوم دعا

دعا به معنی «خواندن» است، خواندنی که به صورت نیایش و سرود و ستایش، یا خواستن و طلب و درخواست مَدَد و نصرت و یاوری.

انسان مرتبط با خدا می کوشد از طریق دعا (راز و نیاز و مناجات و عبادت) به خدا نزدیک شود. وقتی با کسی آشنا شدی و ارتباط پیوسته شما زمینه اعتماد را فراهم ساخت و از دوستان صمیمی او به شمار آمدی، در هنگام نیاز به خانه اش می روی و شرط دوستی را به جا می آورد و میثاق و محبت را استوار می سازد. در را باز می کند و شما را در اندرون پذیرایی می نماید و مورد لطف و عنایت ویژه قرار خواهد داد.

برای استجابت دعا باید شرایطی را مهیا نمود و موانعی را برطرف ساخت. در ذیل به برخی از شرایط و موانع اشاره می شود:

«وقتی به انسان گرفتاری و غمی روی می آورد، ما را در هر حال (خواب و بیداری، نشسته و ایستاده) بخواند و چون گرفتاریش را برطرف کنیم، برود (و از ارتباط خود با خدا از جهت کمیت و کیفیت بکاهد و گاهی قطع نماید، به گونه ای که) گویی اصلاً ما را برای گرفتاری که به او رسیده بود، نخوانده است!»



ادامه مطلب


درباره : دینی و مذهبی ,
برچسب ها : چرا دعا می کنیم و برآورده نمی شود؟ , دعا , مفهوم دعا ,
بازدید : 167
[ 30 / 5 / 1390 ] [ 18:18 ] [ نویسنده : سجاد رحیمی ] | نظرات ()

نکات آموزنده از شهید مطهری

در این پست 12 ویژگی از رفتار شهید مطهری (رحمه الله) را که می‏تواند به عنوان دستورالعملی سازنده برای اهل ایمان و معنویت و دانش باشد، از زبان نزدیکان و آشنایان آن شهید نقل‏می‏کنیم:

1) همیشه با وضو بود و به این کار توصیه می‏کرد.

2) به طبیعت علاقه شدیدی داشت و گاه ساعت‏ها در نقاط با صفا می‏نشست و فکر می‏کرد.

3) همیشه نماز شب را به پا می‏داشت و به این خاطر شب‏ها زودتر می‏خوابید.

4) در موقع بیان مطالب علمی آنچنان تمرکز حواس داشت که از اطراف غافل می‏شد.

5) شب‏ها قبل از خواب 20 دقیقه قرآن می‏خواند.

6) در مورد انجام فرائض دینی فرزندانش نظارت دقیق داشت.

7) به فقرا و مستمندان کمک می‏کرد، به طوری که برخی موارد آن بعد از شهادتش آشکار شد.

8) مطالب قابل توجه را در فرصت‏های مناسب و به طور منظم یادداشت می‏کرد.

9) در هنگام روضه برای سیدالشهداء (علیه السلام) و مناجات‏های شبانه صدای گریه‏اش بلند می‏شد.

10) او آن چنان به خداوند ایمان داشت، که در شرایط سخت زندگی به امدادهای غیبی چشم دوخته و از خداوند مدد می‏خواست.

11) برای پدر و مادر و اساتید خویش احترام وصف ناپذیری قائل بود.

12) در امور عبادی، اجتماعی و سیاسی از تظاهر کردن به شدت پرهیز می‏کرد.



لینک ثابت

درباره : دینی و مذهبی ,
برچسب ها : نکات آموزنده از شهید مطهری , شهید مطهری , نکات آموزنده ,
بازدید : 371
[ جمعه 28 / 5 / 1390 ] [ 12:20 ] [ نویسنده : سجاد رحیمی ] | نظرات ()
آيت الله بروجردي و انيشتين ره

چرا اينشتين نتوانست علناً اظهار اسلام كند؟

( ايـنشتيـن پس از نقل قول از فلمينگ ، پيرامون اشتباه جناب لاوازيه در اظهار صريح گرايش خود به مكتب اسلام و تشيع، و در نتيجه بر باد دادن سر خود توسط تيغـه ي گيوتين انقلابيون وحشي فرانسه- به جرم درباري بودن وخيانت به ميهن و مذهب -اكنون خطاب به آيت الله بروجردي(غافل از سرنوشتي كه درانتظارخود او و شادروان الكساندرفلمينگ و نيلز بوهر و...در كمين نشسته است) اينگونه مينويسد:

جناب " بروجردي بزرگ " به ياد داريـد كه درنامۀ "ايكس40"(آخرين نامۀ تحقيقي كه پـس از آن اسلام وتشيع را پذيرفت) از شما تقاضا نمودم كـه (اجازه بـدهـيـد:) من (اينشتين)" شيعه " شدن خود را به دنيا اعلام كنم! ولي شما درجواب ، من را نهي نموده و گفتيد:

" شيعه، به دستور (امام) صادق (ع) عمل مي كند؛ كه ما را به مخفي ساختن عقايـد، به هنگام ترس ازخطـر، دستور داده است.

اگرتو(اينشتين) امروز اين عقيده را اظهار كني، جان خود را به خطر مي افكني و ديگرنـخـواهي توانست به وعده اي كه به من(بروجردي) داده اي (يعني نوشتن كتابي دردفاع علمي ازمباني مذهب شيعه و كتب حديث آن) وفابنمايي و مذهب شيعه نيزازياري تو (اينشتين) محروم خواهد ماند ".اكنون به ياد سخن دانشمند مقتول، جناب آنتوان لاوازيه فرانسوي مي افتم- كه بايد وي را " پدر شيمي نوين" ناميد. او را در"انقلاب فرانسه" كشتند- و بنظر من(اينشتين) هميشه انقلاب هاي بشري، ناشي از هرج و مرج طلبي بوده و عواقب شومي درپي دارند؛ كه يكي از آنها كشتن مردان بزرگ و بي گناه است؛ و لاوازيه ي بيچاره (نيز) يكي از آن مردان بود!



ادامه مطلب


درباره : دینی و مذهبی ,
برچسب ها : آيت الله بروجردي و انيشتين ره , آيت الله بروجردي , انيشتين ره ,
بازدید : 204
[ جمعه 28 / 5 / 1390 ] [ 11:34 ] [ نویسنده : سجاد رحیمی ] | نظرات ()
 حجاب از دیدگاه آیت اله مطهری

پيش از اينكه استنباط خود را در اين باره ذكر كنيم لازم استيك نكته را يادآورى كنيم.آن نكته اين است كه معناى لغوى «حجاب» كه در عصر ما اين كلمه براى پوشش زن معروف شده است چيست؟ كلمه «حجاب» هم به معنى پوشيدن است و هم به معنى پرده و حاجب.بيشتر، استعمالش به معنى پرده است.اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش مىدهد كه پرده وسيله پوشش است، و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت هر پوششى حجاب نيست، آن پوشش «حجاب» ناميده مىشود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد.در قرآن كريم در داستان سليمان غروب خورشيد را اين طور توصيف مىكند: حتى توارت بالحجاب (1) يعنى تا آن وقتى كه خورشيد در پشت پرده مخفى شد.پرده حاجز ميان قلب و شكم را «حجاب» مىنامند.



ادامه مطلب


درباره : دینی و مذهبی ,
برچسب ها : حجاب از دیدگاه آیت اله مطهری , آیت اله مطهری , حجاب ,
بازدید : 157
[ جمعه 28 / 5 / 1390 ] [ 11:29 ] [ نویسنده : سجاد رحیمی ] | نظرات ()
شب اول قبر به روایت یک دختر شاهد زنده

علامه سید محمد حسین طباطبائی صاحب تفسیر المیزان نقل کردند که: استاد ما عارف برجسته «حاج میرزا علی آقا قاضی» می‏گفت:

در نجف اشرف در نزدیکی منزل ما، مادر یکی از دخترهای اَفَنْدی‏ها (سنی‏های دولت عثمانی) فوت کرد.

این دختر در مرگ مادر، بسیار ضجه و گریه می‏کرد و جداً ناراحت بود، و با تشییع کنندگان تا کنار قبر مادر آمد و آنقدر گریه و ناله کرد که همه حاضران به گریه افتادند.

هنگامی که جنازه مادر را در میان قبر گذاشتند، دختر فریاد می‏زد: من از مادرم جدا نمی‏شوم هر چه خواستند او را آرام کنند، مفید واقع نشد؛ دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا کنند، ممکن است جانش به خطر بیفتد. سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند، و دختر هم پهلوی بدن مادر در قبر بماند، ولی روی قبر را از خاک انباشته نکنند، و فقط روی قبر را با تخته‏ای بپوشانند و دریچه‏ای هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید.



ادامه مطلب


درباره : دینی و مذهبی ,
برچسب ها : شب اول قبر به روایت یک دختر شاهد زنده , سید علی آقا قاضی ,
بازدید : 391
[ جمعه 28 / 5 / 1390 ] [ 11:21 ] [ نویسنده : سجاد رحیمی ] | نظرات ()

آیت الله سید علی قاضی(رحمت الله علیه)

آية الحق مرحوم حاج ميرزا علي قاضي طباطبائي (اعلی الله مقامه الشریف) که استاد عرفای بزرگواری بودند که آخرین ایشان حضرت آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) بود، درباره ماه‌هاي رجب، شعبان و رمضان فرمود: هان اي برادران عزيز و گراميم؛ آگاه باشيد! متوجه و هشيار باشيد كه ما در قرقگاه زماني (ماه‌هاي رجب، شعبان و رمضان) داخل شده ايم!

اصل اين دستور را حضرت آية الله سيد محمدحسين حسيني طهراني (ره)، در سال آخر عمر شريف و با بركت خود در يكي از جلسات براي خواصّ أصحاب خودشان از روي نسخۀ خطّي آية الحقّ مرحوم آية الله حاج ميزا علي قاضي طباطبائي بيان فرموده، به عمل و مداومت آن تأكيد نمودند:

«هان اي برادران عزيز و گراميم – كه خداي شما را در طاعت خود موفّق بدارد – آگاه باشيد! متوجه و هشيار باشيد كه ما در قرقگاه داخل شده‌ايم و همانگونه كه در زمين‌هاي حرم بايد از محرّمات اجتناب نمود و ارتكاب يك سلسله اعمالي كه در حرم جرم نيست در آنجا جرم محسوب مي‌شود، در اين ماه‌ها هم كه قرقگاه زماني محسوب مي‌شود چنين است و بايد با هشياري و مواظبت در آن وارد شد، و به همان نحو كه در قرقگاه مكاني كه حرم است، انسان به كعبه نزديك مي‌شود، در اين ماه‌ها هم كه قرقگاه زماني است، انسان به مقام قرب خداوند مي‌رسد. پس چقدر نعمت‌هاي پروردگار بر ما بزرگ و تمام است؟! و او هرگونه نعمتي را بر ما تمام نموده است؟



ادامه مطلب


درباره : دینی و مذهبی ,
برچسب ها : دستور العملی از مرحوم سیدعلی آقا قاضی , مرحوم سیدعلی آقا قاضی , سیدعلی آقا قاضی , معاد شناسی ,
بازدید : 172
[ جمعه 28 / 5 / 1390 ] [ 11:6 ] [ نویسنده : سجاد رحیمی ] | نظرات ()


.: Weblog Themes By BlackSkin :.


برچسب ها : [Post_Tags_Title],


<